سلام

امدم بگم دلم تنگه

امدم بگم خسته ام

امدم بگم داره شروع میشه تمام دل شوره هام

امدم بگم شروع شده تمام دل خوشی هام

امد بگم مهر امده همین جاست پشت دره داره زنگ میزنه هادی بیا مهر

 امده باید بری کلاس

هم شور هم غم هم اساتید خوب هم افراد کم ظرفیت هم کنفرانس ها و

 بحث های شیرین و روح پرور و هم بی سوادی بعضی از آدما

باز شروع شده همه ی زیبای ها و بازم تلخی های خودشو داره ولی

 میرزه بخدا میرزه به یه ثانیه علم و یادگیری و رشد و اساتید گل و با

شخصیت و ادیب که آدمو میبرن به بهشت

بازم باید تحمل کرد هادی

ای بابا بازم انگار این وجدان ما مارو رها نمیکنه ! خدا به داده شیر فرهاد برره برسه!

هااااااااااااااااااااااااااااا چه وگفتی هادییییییییییییییی؟!

هیچی بابا تو هیچی نمیدونی وجدان من! شوخی کردم به دل نگیر!

ای بابا فکر کنم وجدانمم مثل خودم دل نازک باشه!؟ نکنه دلش بشکنه!

انگاری رفتش؟!

بگذریم.بریم رو درد دلمون تا نیومده باز!

آره میگفتم : دنیایی داره مهر . منظورم فصل مهر! فصل کتاب ! استاد !

 جزوه ! دیر رسیدن به کلاس طوری که هنوز خواب تو چشات باشه و

 استاد هم با گذشت و محبت بگه سلام هادی ببخشید دیر امدی بدون شما

بحث شروع کردیم ! منم از خجالت آب میشم و میرم میشینم ته کلاس !

در صورتی که جام اول کلاسه ! از بس شرمنده ی استاد عزیزم میشم

که انقدر محبت داره! میتونه بگه برو بیرون !شایدم بگه منفی میزنم !

شایدم بگه غیبت ! ولی میگه بفرماید هادی تو کلاس ! متحیرم چه نامم

مقام رفیع استادی را؟!

دلم سبک شد ولی تموم نشد.!

دلم تنگه واسه دکتر!

دکتر میثم امانی رو میگم!دو ماه هست اونو ندیدم دلم تنگه براش!

عشق من در علم در بحث در دین در فلسفه در روانشناسی در شعر و

 هزار هزار چیز دیگر دکتر امانی هستند. من عشق میورزم پای درس

 این بزرگوار زانوی ادب زده و سرا پا گوش به فرمایشات و گنجینه ی

 علمی ایشان نمایم و خدا شاهده من سر کلاس ایشان از درد و بیماری

و رنج و هر مشکلی رها و رها میشوم و پر از شوق و امید .

ای دنیا بچرخ . که خوش میچرخی !

شکر خدا .

دلم تنگ است یک دل تنگی شدید دیگر دارم دردیست از دیار آشنای

غربت!

آری میدانید چه میگویم ! بعضی از شما بزرگواران میدانید!

آه من جان را میسوزاند!

ای بابا! این وجدان ما انگار گریش گرفت!

ول کنم بحث و هم شما خسته شدید هم من زیاد حرف زدم هم این وجدان

 بیچاره داره گریه میکنه برم پیشش دلداریش بدم بنده خدا از روز تولدم

 باهام بوده ! رفیق قدیمیمه ولی چیکارش کنم دل نازکه!

دوستون دارم

دعا کنید واسم جون وجدان با مرامتون

رو سجده تو دعاهاتون جاهایی که خودتونینو خداتون منم فراموش نکنین

 جون مادراتون .......

راستی یه دل تنگی اساسی دارم اونو واستون بعدا مینویسم . اگه یادم

 رفت بهم بگین تو نظرات . باشه ممکنه یادم بره

برم . که طفلک وجدانم چشاش خیس شده از اشک نمیزاره منم خوب

 باهاتون حرف بزنم باید برم نازشو بکشم ببینم چی میشه!

دعا یادتون باشه

مواظب خودتون ! عقایید مقدسمون ! روح و جسمتون ! و بغلدستی

یاتون باشین ! راستی مواظب وجدانتونم باشین !

دوستون دارم

به وبلاگم سر بزنید نظر بدین انتقاد کنید من دوست دارم مشکلات

 وبلاگو بگین حتما.