دوستي مي گفت دفتر سرنوشت را بد نگاشته اند پس هر آشنائي هزار غصه وتنهائي پس هر عاشقي هزارسودائي پس هر لبخند هزار هزار جدائي پس هر دوست داشتن ياري كه شايد نيائي گفتم اي دوست سرنوشت را زيبا نوشته اند تو سواد نداري گناه ما چيست؟