مصاحبه با شیطان

 

 شیطان : من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم . و آن :

 

غفلت :

 

 

است ؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم .

 

 

نامهای من :

 

من فردی هستم از طایفه جن

به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر :

وسواس

خنّاس

عفریت

شیصبان

حارث

مارد

 غوی

رجیم

 ابو مره

 ابولبین

مذموم

عزازیل

 مرید 

 … و

مشاغل فراوانی دارم ؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم.

گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم.

گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم.

گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم .

 

دشمنی دیرنه ام با انسان :

 

ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد. ملائکه نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.

با ما بگوحکمت این کار در چیست؟ خداوند در جواب فرمود:

در این کار رازهاییست سر به مهر؛ آنجه را من میدانم شما نمیدانید .

اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق میان تهی به خود بالید و بر ما فخر فروخت ؛ آنگاه فرمانمان داد که : "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید"

تمامی فرشتگان بی درنگ  برآدم سجده بردند .

 

تمرّد من :

 

این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم ، تنها 6000 هزار سال ، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم ، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام ، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاک زاد سجده برم.

آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.

این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.

البته من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.

 

شگردهای من در اغوا گری :

 

با روش منحصر به فرد " گام به گام". من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم ، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.

این را هم اضافه می کنم  که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم ؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است ؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی (همان غفلتی که گفتم) متوسل شوم . البته هنرمندیهای دیگری هم دارم ؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام ، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان ، سوق ، که چه عرض کنم ، هل می دهم .

 

بزرگترین آرزوی من :

 

گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.

هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی  ، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.

برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.

شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!

زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند .

 

ازدواج من :

 

من در اوان جوانی با دختری به نام( لهیا" فرزند"روحا ) از طائفه جن ازدواج کردم .

حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که بوجود آمدند . .

 

چگونه به آسمانها راه یافتم :

 

در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم . آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

 

بندگان من :

 

بی انصافی نکنم ، اگر نبودند یاران و فرزندان من از جن و انس کارو کاسبی کساد بود . عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند .

 

انتقام :

 

سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان از هر طرف در کمین می نشینم  و راهزن راهتان می شوم . اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.

 

شادیهای من :

 

-         مرگ انبیاء خصوصا آخرینشان .

-         روز تعیین اولین خلیفه بعد از مرگ محمد .

-         شهادت امامان خصوصا اولین آنها .

-         آتش زدن درب خانه علی .

-         واقعه کربلا .

-         هنگامیکه انسانی مرگش فرا میرسد و موفق به انجام توبه نشود

-         هنگام ارتکاب انسان به گناه مخصوصا پیران .

 

 و از همه جا بیشتر

 سه موقع خیلی شاد شدم 

هنگامی  که علی ضربت خورد آنهم در سجده که من متنفرم از این عمل انسان .

هنگام سیلی خوردن دختر محمد .

از اسب فرو افتادن ۳ نفر حسین - عباس - علی اکبر . 

 

بنیان گذار پلیدیها :

 

-         اولين كسى كه قياس نمود و خود را از حضرت آدم عليه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .

-         اولين كسى كه در پيشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.

-         اولين كسى كه كه معصيت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.

-         اولين كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از اين درخت نخوريد، چون درخت جاويد است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شريك مى شود.

-         اولين كسى كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصيحت مى كنم .

-         شيطان اولين كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت.

-         اولين كسى كه لواط كرد آنگاه كه به ميان قوم لوط آمد.

-         اولين كسى كه دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند.

-         اولين كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.

-         اولين كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم ياد داد.

-         اولين كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.

-         اولين كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.

-         اولين كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود و از ناراحتى فرياد كشيد.

-         اولين كسى كه به خدا كفر ورزيد.

-         اولين كسى كه گريه دروغى نمود.

-         اولين كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.

-         ...