حکایت های بهلول
بهلول وقتی خردسال بود ؛ گفنتد می خواهی که پدرت بمیرد تا میراث او ببری ؟ گفت نه والله ؛ می خواهم که وی را بکشند تا چنانکه میراث او می برم ؛ خونبها نیز بستانم .![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 15:20 توسط هادی
|