ياوران مهدي عج
ياوران مهدي عج
------------------------
مكاتبه وانديشه شماره 15
ياوران مهدي(1)
نصرت اللَّه آيتي
مقدمه
هر جنبش و انقلابي، به ياران و همراهاني نياز دارد؛ ياراني كه ستونهاي انقلاب اند و سنگيني آن را بر دوش ميكشند. سستي و استواري هر يك از اين دو، با سستي و استواري ديگري ارتباطي تنگاتنگ دارد؛ يعني، هر اندازه حجم بناي انقلاب كمتر باشد، پايههاي آن از استحكام كمتري برخوردار خواهد بود و به هر ميزان كه آن بنا، بلندتر و گستردهتر باشد، به ستونهاي محكمتري نياز خواهد داشت. ما با نگاه به حجم و گستردگي اين بنا، ميتوانيم دريابيم بر چه ستونهايي افراشته شده است؛ همچنان كه با تأمّل در اهداف و غايات آن نيز ميتوانيم، ميزان و حجم ابزار و وسايل مورد نياز و نيز پديد آورندگان آن را گمانه زنيم.
در اين نوشتار، به دنبال تبيين ويژگيهاي ياوران امام مهديعليه السلام و همراهان او هستيم؛ كساني كه در حركت جهاني او، به مثابه بازوان نيرومند آن حضرت، در خدمت او و اهداف او هستند.
اين نوشتار دو نتيجه اساسي در پي خواهد داشت: اول اين كه دانستن اين ويژگيها، ميتواند مقياسي براي محك زدن خود و اهداف خود و معياري براي فهم ميزان قابليت ما، در همراهي با حضرت و جهاد در ركاب او باشد. ما هميشه، منتظر رؤيت خورشيد بودهايم و شايد فردا، روز موعود باشد! آيا ما خود را براي آن روز مهيا كردهايم؟ با فهم اين ويژگيها، ميتوانيم دريابيم كه پاي رفتن اين راه را داريم يا نه و در آن روز موعود و در كنار حضرتيم يا در مقابل او.
ثمره دوم، زمينه سازي براي ظهور است. توضيح اين كه فرا رسيدن روز سراسر مبارك ظهور، بسته به دو عامل اساسي است كه منطقاً، با فقدان هر كدام از آنها، قيام حضرت، بي نتيجه خواهد بود:
. وجود زمينه مردمي؛ اگر در مردم، احساس نياز به امام شكل نگيرد، وقتي او بيايد، قدرش را نخواهند دانست و به راحتي او را تنها خواهند گذاشت؛ بلكه شايد عليه او شمشير نيز بكشند، همان گونه كه اغلب مردم با پيشوايان معصوم پيشينعليهم السلام چنين كردند.
. فراهم آمدن ياران، همراهان و همرزماني كارآمد و توانمند كه با فقدان شان، كار حكومت، هدايت و رشد به سامان نخواهد رسيد. دانستن ويژگيهاي ياران حضرت، تلاش در راه كسب آنها، در واقع تلاش براي زمينه سازي ظهور و فرا رسيدن آن روز مبارك است.
در روايات، گرچه از اين صفات، به عنوان ويژگيهاي ياران حضرت ياد شده است؛ اما بدون ترديد يكي از پيامهاي اين روايات، بر شمردن شرايط آرماني يك منتظر است. اهدافي كه يك منتظر واقعي بايد براي خود ترسيم كند و تمام توان خود را در راه رسيدن به آن به كار بندد و اوجهايي كه يك شيعه در تمام قرنها و عصرها بايد بدانها چشم دوخته، خود را در مسير دست يافتن بدانها قرار دهد.
ويژگيهاي ياران امام زمانعليه السلام
براي فهم ويژگيهاي ياران امام مهديعليه السلام، از دو مسير ميتوان حركت كرد: مسير نخست، تأمل در رواياتي است كه آن خصوصيات را بيان ميكند. مسير دوم، تحليل ميزان عظمت و وسعت انقلاب و گستره حركت حضرت و نيز توجه و تأمل در اهداف و آرمانهاي آن حركت است.
در اين گفتار، مسير دوم را خواهيم پيمود؛ گرچه از روايات مربوط به اين موضوع نيز بهره خواهيم برد.
ابعاد حركت امام عصرعليه السلام
انقلاب امام مهديعليه السلام، بزرگترين جنبش تاريخ بشريت است و از ويژگيهاي منحصر به فردي برخوردار است؛ از جمله:
عمق
اين حركت، از عميقترين جنبشهاي بشريت است. منظور ما از «عمق»، بلنداي اهداف و عظمت آرمانها است كه در عمل نيز به وقوع خواهد پيوست. اين جنبش، به شعارهاي پُر زرق و برق و اهداف كم مايه نميپردازد؛ بلكه انسانها را به سوي معنويت و رشد، هدايت ميكند و تمام استعدادهاي آنان را به سمت تعالي و شكوفايي جهت ميدهد. امام باقرعليه السلام ميفرمايد:
«إذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم و أكمل به أخلاقهم؛(2) چون قائم ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان گذارد و عقول آنان را متمركز ساخته و اخلاق شان را به كمال برساند».
و در جايي ديگر ميفرمايد:
«تؤتَوْن الحكمة في زمانه؛(3) در دولت مهديعليه السلام به شما حكمت بياموزند».
گستردگي
اين جنبش از نظر جغرافيايي و كمّي، گستردهترين جنبشها است. موج اين حركت، از بزرگترين قارهها گرفته تا كوچكترين روستاها و كپرها را در مينوردد و آنها را به تلاطم در ميآورد. امام صادقعليه السلام در تفسير آيه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ...»(4) فرمودند:
«لم يجيء تأويل هذه الاية و لو قام قائمناً بعدُ سيَري مَنْ يُدركه ما يكون من تأويل هذه الاية و ليَبْلُغَنّ دين محمدصلي الله عليه وآله ما بلغ الليل...؛(5) تأويل اين آيه، هنوز نيامده است. هنگامي كه قائم ما قيام كرد، كسي كه او را ببيند، تأويل اين آيه را خواهد ديد كه دين محمدصلي الله عليه وآله به هر جا كه شب وارد شود، خواهد رسيد».
امداد الهي
امداد الهي، پشتوانه اين حركت است و اراده خداوند بر اين تعلق گرفته كه اين حركت به ثمر نشسته و حكومت صالحان، سرانجام، سراسر گيتي را فرا گيرد:
«وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ؛ ما خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم».(6)
امام عليعليه السلام در تفسير اين آيه فرمودند:
«هم آل محمد يبعث اللّه مهديَّهم بعد جُهدهم فيُعزّهم و يُذلّ عدوَّهم؛(7) آنان اهل بيت پيامبرند كه خداوند، پس از سختيهايي كه بر آنان مي رسد، مهدي شان را بر ميانگيزد و آنان را عزت بخشيده و دشمنان شان را خوار ميگرداند».
رهبري منحصر به فرد
رهبري ويژه اين انقلاب، از ديگر اَبعاد عظمت آن است. براي مرتبه بلند او، همين بس كه امام صادقعليه السلام در وصف او فرمودند: «و لو أدركتُه لخدمتُه أيّام حياتي؛(8) اگر او را درك ميكردم، تمام عمر به خدمت او ميپرداختم».
اصالت
جنبش حضرت، از نظر تاريخي، از ريشه دارترين حركتها است. اعتقاد به مصلح، در تمام اديان و بسياري از نحلهها و مكاتب بشري وجود دارد؛ از آيين زرتشت گرفته تا يهوديّت و مسيحيّت و....(9)
اين توضيحي كوتاه درباره برخي از اَبعاد حركت بزرگ امام عصرعليه السلام بود. حال به تبيين لوازم آن ميپردازيم.
(صلي الله عليه و آله و سلم)
نخستين بُعد از ابعاد عظمت حركت حضرت، عمق آن بود. از عمق اين حركت و اهداف بلند آن، ميتوان به عمق باورها و ژرفاي نگاهها رسيد؛ چرا كه آن ثمره ارزشمند، جز بر اين ريشهها و شاخهها نميرويد. مگر ميتوان بدون برخورداري از اعتقادات و نگاههاي عميق، اهدافي با اين حد و اندازه داشت و نگاهها را به افقهايي اين چنين بلند دوخت؟!
. بينش عميق
ياران مهديعليه السلام، از بينشهايي عميق و ژرف، نسبت به خداوند، امام، انسان و هستي برخوردارند.
- 1. بينش عميق نسبت به حق تعالي
«رجالٌ عرفوا اللّه حقَّ معرفته و هم أنصارالمهدي في آخرالزمان(10)؛ مرداني كه خدا را آن چنان كه شايسته است، شناختهاند، و آنان، ياران مهديعليه السلام در آخرالزماناند».
«رجالٌ كأنّ قلوبهم زُبُر الحديد لايشوُبها شكّ في ذات اللّه اشدّ من الحجر؛(11) آنان مرداني اند كه دلهايشان بدون هيچ ترديدي نسبت به ذات مقدس خداوندگويا پارههاي آهن است (سختتر از سنگ.)».
اين باور، آن قدر با صلابت و استوار است كه مرارتها و مصيبتها، در آن خللي ايجاد نميكند و بلاها و امتحانات، آرامشش را به تلاطم نمي افكند و شبهات و سؤالات، در آن رخنهاي ايجاد نميكند.
آنان، از سرچشمه توحيد ناب، سيراب اند و به حضرت حق - آن چنان كه شايسته است - اعتقاد دارند: «فهم الذين وحّدوا الله حقَّ توحيده؛(12) آنان به وحدانيت خداوند، آن چنان كه حق وحدانيت او است، اعتقاد دارند». حرم دلهايشان را بتهاي نفس، ثروت و مقام نيالوده و در آن حريم امن، جز خداوند حضور ندارد.
نتيجه اين بينش عميق، ايمان و تقوا است. اين دو را هم در چهره عبادتها و راز و نيازهايشان ميتوان ديد «ذكر» و هم در آينه تلاش و كوششي كه در طريق عبادت و بندگي حضرت حق دارند «تلاش».
الف) ذكر:
«لهم في الليل أصوات كأصوات الثّواكل حَزناً من خشية الله؛(13) در دل شب، از خشيت خداوند، نالههايي دارند مانند ناله مادران پسر مرده».
«قُوّام بالليل صُوّام بالنّهار؛(14) شبها را با عبادت به صبح ميرسانند و روزها را با روزه به پايان ميبرند».
«رجالٌ لا ينامون الليل لهم دويّ في صلواتهم كدويّ النّحل يبيتون قياماً علي اطرافهم و يسبّحون علي خيولهم»(15)؛ مردان شب زنده داري كه زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران كندو، به گوش ميرسد. شبها را با زنده داري سپري ميكنند و بر فراز اسبها، خدا را تسبيح مي گويند».
ب) تلاش:
ياران مهديعليه السلام، نه تنها اهل «اطاعت و بندگي» اند؛ بلكه در اين مسير، اهل «جديّت و تلاش» نيز هستند و تمام توان خود را در اين راه به كار ميگيرند: «مُجدّون في طاعة الله؛(16) آنان در طريق عبوديت، اهل جديّت و تلاش اند».
- 1. بينش عميق نسبت به امامعليه السلام
ياران مهديعليه السلام، امام خود را ميشناسند و به او اعتقاد دارند: «القائلين بإمامته»(17)اعتقادي كه در ژرفاي وجود شان ريشه دوانده و سراسر جان شان را فرا گرفته است. اين معرفت، شناخت شناسنامهاي و دانستن نام و نشان او، و دانستن اسم پدر و مادر و محل تولد او نيست؛ بلكه معرفت به «حق ولايت» است؛ يعني، فهم اين حقيقت كه او از من، به من نزديكتر و سزاوارتر است و از مادر به من مهربانتر؛ چرا كه عشق مادر، و حتي عشق من به خودم، غريزي است؛ اما عشق او، الهي و آسماني است. او به سه دليل، مرا براي خودم ميخواهد:
. به جهت آگاهي اش به تمام هستي و استعدادها و توان منديهاي من؛
. آزادي او از بند هوي و هوسها و زندان خود خواهيها و خودبينيها و...؛
. و قرب و اتصالي كه به منبع لايزال رحمت و لطف هستي دارد.
او ميخواهد سرشارم كند، تا آلودگيهاي نشسته بر بال روحم را بزدايد و لطافت و سفيدي پرهاي آن را دوباره به آن بازگرداند و بر دست هاي مهربانش نشانده، به اوج آسمانها و كنگره عرش الهي پرواز دهد.
نتيجه اين بينش عميق، محبت و اطاعت است:
الف) محبت:
دلهاي ياران مهديعليه السلام سرشار از محبت او است. بر آن لوحها، جز الف قامت او نوشتهاي نيست. اين شيدايي تا بدان حدّ است كه حتّي زين اسب او را، مايه بركت ميدانند و به آن تبرّك ميجويند: «يتمسّحون بسَرج الامام يطلبون بذلك البركة؛(18) به عنوان تبرك، بر زين اسب امام دست ميكشند».
به جهت همين عشق آتشين، آنان در آوردگاه رزم، او را مانند نگيني در بر ميگيرند و جان خود را سپر بلايش ميكنند: «يحفّون به و يقُونه بأنفسهم في الحرب؛(19) در ميدان رزم، گردش ميچرخند و با جان خود، از او محافظت ميكنند».
چه بسيار است فاصله ميان ما و ياران او؛ چرا كه ما از جان و حتي وقت خود، براي او سهمي قرار ندادهايم، و چه اهداف و آرمانهايي از او كه به جهت سستي ما بر زمين مانده و چه دعوتهايي از او كه بي پاسخ مانده است!؟
ب) اطاعت
دومين ثمره درخت بينش، «اطاعت» و مقدَّم داشتن اراده او بر اراده خود است. ياران امام عصر(عج)، اين چنين اند و در برابر او تسليم و خاضعاند: «هم أطوع من الأَمة لسيّدها؛(20) اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداري كنيز در برابر مولايش بيشتر است».
آنان در برابر قرائت امام، از خود قرائتي ندارند و اراده نفس اماره خود و اكثريت را، بر اراده و ميل او مقدَّم نميپندارند. ياران او، نيك مي دانند كه حق، با امام است و او با حق؛ چه ديگران بپذيرند و چه انكار كنند.
آنان به بهانه نوانديشي و روشن بيني، از امام خود سبقت نميگيرند و گرچه پشت سر او در حركت اند، ولي پاي از دامها بر ميگيرند تا از او فاصله نگيرند. آنان نه تنها مطيع اند، بلكه بر خلاف بسياري - كه به بهانه فقدان زمينه، امكانات، سختي راه و... - از خدمت به او و اهدافش شانه خالي ميكنند؛ در اطاعت او ، اهل جديت و تلاش اند و براي بر زمين نماندن آرمانهاي او، خود را به آب و آتش ميزنند و از هيچ كوششي فروگذاري نميكنند: «... مجدّون في طاعته»(21) و در اين رسالت بزرگ همراه و هم پاي امام هستند: «بهم ينصُراللّه إمامَ الحق».(22)
- 1. بينش عميق نسبت به انسان و هستي
اگر ياران او به كمها قانع نيستند و در حركت فراگيرشان، اهداف كم مايه را دنبال نميكنند؛ به جهت ژرفاي نگاهي است كه نسبت به خود و جهان پيرامون خود دارند. نگاههاي آنان، از آرمانهاي كم ارزش، برگرفته و به اوجهاي متعالي دوخته ميشود. ياران او، با تأمل در خويشتن و استعدادهاي شگفت انگيزشان، عظمت قدر خود را در مييابند و از اين كه دنيا و معبودهاي دنيوي، آنان را پر نميكنند، مسير بودن دنيا و سالك بودن خويش را ميفهمند. آنان با اين نگاه، به معبودي پيوند ميخورند كه از تمام كاستيها و زشتيها مبرّا است و ميتواند آنان را سرشار و ظرفيتهايشان را تكميل كند. پيوند با اين معبود نامحدود و مهربان، نگاهها را زيبا و متعالي ميكند.
گذر از امتحانات
عمق و ژرفاي اين نگاه، آنان را از سيل امتحانات، سر افرازانه بيرون ميبرد: «إنَّ أصحاب طالوت ابتلوُا بالنّهر الذي قال الله تعالي: «مبتليكم بنَهر» و ان اصحاب القائمعليه السلام يُبتَلون بمثل ذلك؛ سپاهيان طالوت، با نهر آبي آزمايش شدند، همان كه خداوند دربارهاش ميفرمايد: [ خداوند]، شما را با نهر آبي ميآزمايد»، و ياران امام مهديعليه السلام نيز مثل آنان آزمايش ميشوند».
آرزوي شهادت
و آنان را مشتاق شهادت و لقاي الهي ميكند: «و يتمنَّون أنْ يُقتلوا في سبيل الله؛(23) آرزو ميكنند كه در راه خدا به شهادت برسند».
. گستردگي
دومين بعد از ابعاد عظمت حركت امام مهدي، جهاني بودن و گستردگي آن است كه بر اين اساس به تبيين ويژگيهاي ياران حضرت مي پردازيم:
- 2. طرح و برنامه جهاني
اگر ياران حضرت ميخواهند در ركاب او و هم پاي او، جهاني را به معنويت و رشد برسانند و دنيا را سرشار از هدايت كنند؛ بدون ترديد بايد ديدهايي وسيع، نگاهي جهاني و طرحها و برنامههايي فراگير داشته باشند. بدون برخورداري از اين نگاهها و طرحها، انتظار انقلاب جهاني، انتظاري بيهوده است. با اين حساب، چند گروه، با آن حضرت نسبتي نخواهند داشت:
. تنگ نظراني كه تنها مقابل پاي خويش را ميبينند و وسعت نگاهشان از خود و محدودهخود فراتر نميرود؛
. كوته بيناني كه در لاك خويش فرو رفتهاند و از دنياي پيرامون خود و تحولات آن و نيز از جبهه كفر و اهداف و ابزارهاي تحت اختيارش بي خبراند؛
. كساني كه از اينها مطلع اند؛ ولي براي رويارويي با آن طرح و برنامهاي ندارند. مگر ميتوان بدون طرح و برنامهاي جهاني، دنيا را به سعادت و خوش بختي رساند؟
- 2. جهاد و مبارزه جهاني
بعد از آن طرح و برنامه فراگير، امام بر آن خواهد شد تا دنيا را سرشار از هدايت كند و ياران او نيز در اين سازندگي پابه پاي او خواهند آمد و در عيان و نهان، مردم را به خدا و دين او دعوت خواهند كرد: «الدعاة إلي دين الله سرّأ و جهراً».(24)
در اين ميان هدايت گريزان و عدالت ستيزان فراواني نيز وجود خواهند داشت كه در برابر او، صف كشيده و سدِّ راهش خواهند شد. آنان، به مثابه غدّهاي چركين و عضوي فاسد، براي پيكر جامعه بشريّت اند و امام چارهاي جز جهاد و مبارزه براي قطع آن اعضاي فاسد نخواهد داشت. بنابراين ياران و همراهان او نيز، بايد اهل جهاد و مقاومت باشند؛ جهادي كه «في سبيل الله» است؛ نه به هدف غنيمت يابي و زراندوزي. امام عليعليه السلام در تفسير آيه «يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ...»(25) فرمودند: «هم اصحاب القائم؛(26) آنان، ياران امام قائماند».
اين جهاد، مبارزه با دنيايي از ظلم و ستم است و به همين سبب امام رضاعليه السلام به اصحاب خود فرمود: امروز شما آسودهتر از آن روزيد (روز ظهور)» پرسيدند: چرا؟ فرمودند: «اگر قائم ماعليه السلام قيام كند، چيزي وجود نخواهد داشت جز خون بسته شده و عرق پيشاني و خواب بر زين اسبها».(27)
دنيا خواهان و رفاه طلباني كه به خوشيها خو كردهاند و از جنگ و جهاد گريزان اند و مقدس مآبان بزدلي كه با جهاد و مقاومت و خون و شمشير بيگانهاند؛ در حلقه ياران حضرت راهي نخواهند داشت.
- 2. شجاعت
اگر جهاد و مبارزه، جهاني و فراگير است، پس ياران ايشان هم بايد شجاعت و جسارتي در خور و عزمهايي پولادين داشته باشند؛ چرا كه بدون آن، قدمها ياراي حركت نخواهد داشت:
«كلّهم ليوثٌ قد خرجوا من غاباتهم لو أنهم همّوا بإزالة الجبال لأزالوها عن مواضعها؛(28) همه شيراني اند كه از بيشهها خارج شدهاند و اگر اراده كنند، كوهها را از جا برمي كنند».
«جُعلت قلوبهم كزبرالحديد؛(29) دل هايشان، چون پارههاي آهن شده است».
«فإنَّ الرجل منهم يُعطي قوة اربعين رجلاً؛(30) به هر كدامشان، نيروي چهل مرد داده شده است».
«لو مرّوا بالجبال لقطعوها؛(31) اگر به كوههاي آهن روي آورند، آنها را قطعه قطعه ميكنند».
- 2. ايثار
آن حركت گسترده، براي هدايت و سازندگي است؛ نه جهان گشايي و زمينگيري. جهاد، مقدمه اين آرمان الهي است، آن چنان كه رسولصلي الله عليه وآله از حقِّ اهل بيت خودعليهم السلام چشم ميپوشاند و آنان را در تنگنا و مضيقه قرار ميداد، تا ديگران به رفاه برسند و از اين رهگذر دلهايشان نرم و نسبت به دين مايل گردد.
ياران حضرت مهدي(عج) نيز سختيها را به جان ميخرند و از خوشيها و لذايذ چشم ميپوشند و با دستهاي مهربانشان، خوبيها و خوشيها را به ديگران هديه ميدهند؛ تا از اين رهگذر، قلبها را نرم كنند و رهيدگان را به دامان پر از مهر و محبت دين برگردانند.
- 2. بردباري
تصوّر اين كه در عصر ظهور كارها، خود به خود به سامان ميرسد و بدون تحمل مشقّت، كاستيها و كژيها، از جامعه رخت بر ميبندد و از همان ابتدا، همه غرق رفاه و لذت ميشوند؛ خيال خام و تصوّر باطلي است.
مفضل بن عمر ميگويد: نزد امام صادقعليه السلام بودم؛ از سبب ناراحتي و غمگيني من پرسيدند. عرض كردم: به وضع بني عباس و حكومت و جبروت شان مينگرم. اگر اين حكومت براي شما بود، ما نيز همراه شما بوديم و از آن بهره ميبرديم. حضرت فرمودند: «اي مفضل! بدان كه اگر چنان ميشد، شبها، كاري نبود جز سياست و تدبيرامور مردم و روزها، جز درگير كار مردم بودن، غذاي نامطبوع و ناگوار و لباس خشن مانند عليعليه السلام، و الاّ آتش بود و دوزخ».(33)
به راستي مگر ميشود امام مهديعليه السلام خود، لباس خشن بپوشد و طعام ناگوار بخورد: «ما لباس القائم الا الغليظ و ما طعامه إلا الجَشِب؛(34) ولي ياران و همراهانش غرق رفاه و خوشي باشند؟».
امام عليعليه السلام در وصف ياران مهديعليه السلام ميفرمايد: «إنَّه يأخذ البيعة عن أصحابه أنْ لا يكنزوا ذهباً و لا فضّة و بُرّاً و لا شعيراً و يلبسون الخشِن من الثياب؛(35) او از يارانش بيعت ميگيرد كه طلا و نقرهاي نيندوزند و گندم و جويي ذخيره نكنند و لباس خشن بپوشند و...».
آنان در راه تحقق آرمانهاي جهاني امام مهديعليه السلام، مشكلات و مصائب فراواني را به جان ميخرند؛ ولي از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هيچ ميپندارند و به جهت هجوم سختيها و تحمل مشقتها، بر خداوند منت نميگذارند: «قوم لم يمنُّوا علي الله بالصبر»(36) و از اين كه نقد جان خويش را در كف اخلاص نهاده، تقديم آستان دوست ميكنند، هرگز به خود نميبالند و آن را بزرگ نميشمارند: «و لم يستعظِموا بذل أنفسهم في الحق».(37)
- 2. يك دلي
آنان يك رنگ و يك دلاند: «قلوبهم مجتمعةٌ»(38) و اين نيست مگر به اين سبب كه هواها و خودخواهيها، از جان شان رخت بربسته و به جاي آن، خدا خواهي و خداپرستي نشسته است. با اين اتحاد و يك رنگي است كه ميتوان به اهداف جهاني دست يافت و آرمانهاي الهي را تحقق بخشيد. سپاهي كه از اختلاف و چند دلي رنج ميبرد، چگونه ميتواند سر افرازانه بام دنيا را فتح كند.
- 2. استواري
حركت بزرگ حضرت ولي عصر(عج)، برخوردار از پشتوانه امداد الهي است و بدون برخورداري از امدادهاي ويژه الهي، هرگز به آرمانهاي خود دست نخواهد يافت. توجه به وجود اين تأييدات الهي، تأثير شگرفي بر روان ياران امام بر جاي خواهد گذاشت. يقين به آن امدادها، باعث ميشود، ذرهاي در درستي آرمانها و مسير خود ترديد نكنند و ملامتها و سرزنشهاي كوته بينان و عافيت طلبان، در عزم شان خللي نيفكند.
قرآن ميفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَي الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ...؛(39) اي كساني كه ايمان آوردهايد! هر كس از شما، از آيين خود باز گردد [به خدا، زياني نميرسد]. خداوند جمعيتي را ميآورد كه آنان را دوست دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند... آنان از سرزنش هيچ ملامت كنندهاي هراسي ندارند».
امام عليعليه السلام در تفسير اين آيه ميفرمايد:
«هم أصحاب القائم؛(40) آنان، ياران امام قائمعليه السلام هستند».
اگر اين انقلاب، از رهبري ويژه برخوردار است فيض حضور در كنار چنين امامي - كه رسالت پيامبران و اوليا در طول تاريخ بشريّت را بر دوش ميكشد و ميخواهد بار بر زمين مانده آنان را به مقصد برساند - براي كساني فراهم خواهد شد كه در خود تناسبي با آن امام فراهم كرده باشند و مانند او، خالق هستي را در همه شؤون حيات و هستي شان، جريان و حضور بخشند. شايد از همين رو است كه از آنان به « مردان الهي» تعبير شده است: «رجالٌ الهيّون».(41)
اهداف و آرمانها
ما تا كنون، برخي از ابعاد انقلاب بزرگ حضرت را بيان كرده، به تبيين ويژگيهاي ياران ايشان از اين منظر پرداختيم. در صدر سخن گفتيم راه ديگري نيز براي فهم خصوصيات ياران امام مهدي(عج) وجود دارد و آن تحليل اهداف انقلاب بود.
با نگاه به اهداف و آرمانهاي انقلاب جهاني حضرت ولي عصر(عج) نيز ميتوان ويژگيهاي ياران او را - كه در واقع پديد آورندگان و ابزار آن اهداف اند - گمانه زد. در قسمتهايي از دعاي ندبه، به برخي از اين اهداف، اشاره شده است. بدين منظور، مروري كوتاه به دعاي ندبه خواهيم داشت:
. ستم سوزي: «اين المعدّ لقطع دابر الظلمة؛ كجا است مهيا شده براي ريشه كن كردن نسل ستمگران»!
يكي از آرمانهاي حضرت، ظلم ستيزي است. اصولاً، در روايات فراواني، به عدالت گستري و ظلم ستيزي حضرت اشاره شده است: «يملا الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً».(42)
كساني خواهند توانست همراه او براي قطع ريشههاي ظلم و بي عدالتي، كمر همّت بسته و در اين مسير استوار بمانند كه خود، از ظلم گريزان بوده و از جور و ستم پيراسته باشند؛ چرا كه حضرت مهدي(عج)، از ظالمان به عنوان بازوي خود، استفاده نخواهد كرد.
ظلم، مصاديق فراواني دارد؛ مانند ظلم به خويشتن (فروختن خويشتن به ارزانتر از لقاي حق و جهت مادّي و حيواني دادن به استعدادها و توان منديهاي خود) و ظلم به خانواده، دوستان، جامعه و.... هم چنين احتكار، اسراف، سلب آسايش، اهمال در حقوق ديگران، و... همه از مصاديق ظلم است و مرتكبان آن، بيرون از محفل ياران حضرت خواهند بود.
. احياي سنن: «أين المدّخَر لتجديد الفرائض و السنن؛ كجا است، آن ذخيرهاي كه فريضهها و سنّتها را احيا ميكند»!
از ديگر رسالتهاي حضرت، احياي فريضهها و سنّتهاي الهي است. ياران او، در انجام دادن فرايض و سنّتهاي الهي اهتمام كامل خواهند داشت؛ زيرا نخستين قدم براي انجام دادن اين رسالت، رعايت آن از سوي احيا كنندگان آن است.
از پيشوايان معصوم ماعليه السلام، سنتهاي نيكويي در رابطه با گفت و شنود، رفت و آمد، غذا خوردن، لباس پوشيدن و... به جاي مانده است؛ ولي متأسفانه بسياري از آنها مهجور مانده است.
آنان كه رعايت شيوهها و مدهاي رايج جامعه را، بر خود فرض ميدانند و سنّتها و روشهاي پيشوايان معصومعليهم السلام را فراموش كردهاند؛ در جمع ياران حضرت راهي نخواهند داشت.
. احياي قرآن: «أين المؤمّل لإِحياء الكتاب و حدوده؛ كجا است آن كه آرزو ميرود قرآن و حدودش را زنده كند». حضرت خواهد آمد تا قرآن، را از غربت به در آورد و گردهاي نشسته بر رخش را بزدايد. آن را از كنج مساجد، به متن زندگي انسانها بياورد و دردهايشان را با آن تسكين بخشد و نابسامانيها را به سامان رساند.
بيگانگان از قرآن - كه هفتهها و ماهها قرآن را نميگشايند و انس و الفت شان با اشعار، آثار ادبي و رمانها، از انس با قرآن بيشتر است - در بزم با صفاي ياران حضرت جايگاهي نخواهند داشت. اما ياران حضرت، نه تنها اهل قرائت قرآن اند؛ بلكه آن را در اعماق جان شان جريان بخشيده و با آن زندگي ميكنند و روح شان، را صفا ميبخشند.
«تُجلي بالتنزيل بصائرُهم و يرمي بالتفسير مسامعهم؛(43) با قرآن، ديدگانشان نوراني ميشود و تفسير آن، در گوش جانشان، جاي مي گيرد».
. عصيان ستيزي: «أين مبيد أهل الفسوق و العصيان و الطغيان؛ كجا است آن بنيان كن اصحاب فسق و عصيان و طغيان»!
از ديگر برنامههاي امام مهديعليه السلام، مبارزه با اهل فسق و نافرماني است و زندگي يارانش از اين آلودگيها پاك است. آنان، هم چنان كه با خداي خود عهد بستهاند كه از اطاعت او سرنپيچند؛ با وليّ او نيز بيعت بستهاند كه از محارم الهي چشم بپوشند».
امام عليعليه السلام ميفرمايد: «إنَّه يأخذ البيعة عن أصحابه علي أن لا يسرقوا و لا يزنوا و لا يسبّوا مسلماً و لا يقتلوا محرماً... ولا يضربوا أحداً إلاّ بالحق... و لا يأكلوا مال اليتيم... و لا يشربوا مسكراً...؛(44) از اصحاب خود بيعت ميگيرد كه دزدي نكنند، دامن شان را به آلودگي نيالايند، مسلماني را دشنام ندهند، كسي را به ناحق نكشند،... كسي را نزنند؛ مگر اين كه مستحق آن باشد،... مال يتيم را نخورند،... شراب ننوشند...».
. عزت دوستان: «أيْن معزّ الأولياء و مذلّ الأعداء؛ كجا است عزت بخش دوستان و خوار كننده دشمنان!».
در طول تاريخ - به جز بعضي از زمانها - به سبب بهره مندي عدهاي از زر و زور و به كاربردن حيله و تزوير، غلبه و عزّت ظاهري براي جبهه باطل بوده است و مؤمنان و پارسايان واقعي، به ظاهر زبون و خوار و در چشمان كوته بين دنيا پرستان، كم ارزش و زبون بودهاند. و آن حضرت ميآيد تا به اين ستم تاريخي پايان دهد و عزت واقعي مؤمنان را در ظاهر نيز نمايان سازد و بي مايگي و بي پايگي عزت ظاهري جبهه طاغوت را بر ملا كند. كساني خواهند توانست با او در پيمودن اين مسير، همراه و هم قدم باشند كه به عزت واقعي پارسايان، با تمام وجود اعتقاد داشته باشند و باطل را - با تمام ظاهر فريبنده و پرهياهوي خيره كنندهاش - ذليل و زبون بدانند؛ نه اين كه در برابر اهل دنيا و اربابان زر و زور، خاكسار و فروتن باشند و در برابر مؤمنان تهي دست، متكبر و مغرور! امام عليعليه السلام در تفسير آيه «...أَذِلَّةٍ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَي الْكافِرِينَ...»(45) فرموده است: «هم أصحاب القائم؛(46) آنان، ياران امام قائمعليه السلام هستند».
بشارتها:
. جوانان، از آن جا كه از فطرتهاي پاك و بي آلايش برخوردارند و تعلقات و وابستگيها، در اعماق جان شان ريشه ندوانده است؛ بيشتر ياران آن حضرت را تشكيل خواهند داد. امام عليعليه السلام ميفرمايد:
«ياران امام قائمعليه السلام، جوان اند و در ميانشان پير يافت نميشود؛ به جز اندكي، مانند سرمه در چشم و نمك در طعام كه كمتر از هر ماده در طعام، نمك آن است».(47)
البته، جوان بودن ياران امام، لطمهاي به جايگاه پيران با ايمان نزده و بر عدم همراهي ايشان گواهي نميدهد؛ چرا كه اولاً پيران - گرچه تعدادشان اندك است - اما باز هم در ميان اصحاب ويژه حضرت حضور دارند و ثانياً، به جز 313 يار اصلي، مؤمنان بسيار نيز گرد حضرت جمع شده و ايشان را ياري خواهند كرد.
. بر اساس برخي از روايات بانوان نيز در ميان اصحاب ويژه حضرت، حضور چشمگيري دارند. و اين نويد شوقانگيز و شعف آوري براي بانوان است تا كمر همت بسته و براي پيوستن به اين جمع پربركت، تمام توان خود را به كار گيرند. امام باقرعليه السلام ميفرمايد:
«يجييء و اللّه - ثلاثُ مأةٍ و بضعة عشر رجلاً فيهم خمسون امرأة يجتمعون بمكّةَ علي غير ميعاد؛(48) به خدا سوگند! 313 تن كه پنجاه تن از بانوان نيز در ميانشان حضور دارند، بدون هيچ قرار قبلي، در مكه گرد هم جمع خواهند شد».
آنچه گذشت، شمهاي از ويژگيهاي ياران امام مهديعليه السلام بود. به جهت برخورداري از اين خصوصيات، در روايات، از آنان به عظمت ياد شده و پيشوايان معصومعليه السلام زبان به ستايش و بزرگداشت آنان گشودهاند.
امام علي در وصف آنان ميفرمايد: «فبأبي و أمي من عدّةٍ قليلةٍ أسمائُهم في الأرض مجهولة...؛(49) پدر و مادرم فداي گروه اندكي باد كه در زمين ناشناختهاند...!»
«أُولئك هم خيار الأمّة مع أبرار العترة؛(50) آنان خوبان امت اند با نيكان خاندان (پيامبرصلي الله عليه وآله)». شايد دانستن اين ويژگيها، براي برخي، به جاي آن كه اميد بخش و حركت زا باشد؛ باعث سستي و نااميدي گردد؛ چرا كه به حق، ياران امام مهديعليه السلام از صفاتي عالي و كمالاتي بي شمار برخوردارند و اين ويژگيها، به ظاهر، از حدّ و اندازه انسانهاي معمولي فراتر است.
شايد برخي با مقايسه خود با آنان به جهت ضعفها و كاستيهايشان - فاصله خود را با آنان، غير قابل جبران بپندارند! اما توجه به دو نكته، ما را از دام اين يأس و نااميدي ميرهاند و دلمان را سرشار از نور اميد و يقين ميكند:
يكم. در صورتي ويژگيهاي ياد شده، يأس آور خواهد بود كه ما بر اين باور باشيم كه ياران حضرت، افرادي معين اند كه مثلاً اسامي آنان در روايات آمده و كسي نميتواند از آن جمع خارج شده و يا به آنان بپيوندد. ولي خوش بختانه براي اين باور، دليل و مبناي متقني وجود ندارد. البته در روايات از افراد معيني (مانند اصحاب كهف، سلمان فارسي، مالك اشتر و...) نام برده شده است(51)؛ ولي - بر فرض صحت اسناد اين روايات - اينان عده اندكي از ياران حضرت اند و هنوز زمينه براي ديگران مهيا است.
انسان، حقيقتي بس پيچيده و اسرارآميز، با قابليّتها و توان منديهاي خيره كننده دارد و تا قلب انسان، از تپش نايستاده، ميتواند خود را از حضيض خاك به اوج افلاك برساند؛ به شرط اين كه «خود» را باور داشته باشد و بداند كه ميتواند.
ياران آن حضرت، نه از ديگر كرات و آسمانها هستند و نه تافته جدابافته! آنان نيز انسانهايي، از همين آب و خاكاند و پدران و مادراني چون پدران و مادران ما دارند. خداوند نيز اگر به آنان عنايتي ميكند، به جهت لياقتي است كه خود در خويشتن پديد آوردهاند. پس ما نيز مي توانيم خود را به جمع شان ملحق كنيم به شرط اين كه بخواهيم. از همينرو، پيامبرعليه السلام به سلمان فارسي فرمود: «يا سلمان! إنّك مُدركه و من كان مثلك و مَنْ تولاّه هذه المعرفة...؛(52) اي سلمان! تو با او خواهي بود و نيز هر كس كه چون تو باشد و مانند تو، به او معرفت داشته باشد...».
دوم. آنچه از صفات و ويژگيهاي ياران حضرت برشمرديم، غالباً مربوط به ياران ويژه حضرت (313 ياور مخصوص آن امام) بود؛ ياوراني كه فرماندهان لشگر، دستياران و حكّام او هستند: «هم الوزراء يحملون أثقال المملَكة عنه؛ آنان وزيران اويند كه از جانب او، سنگيني بار حكومت را بر دوش ميكشند». و «هم النجباء و القضاة و الحكام و الفقهاء في الدين...؛(53) آنان برترين، قاضيان، حاكمان و فقيهان در ديناند». ليكن ياران حضرت منحصر در اين مجموعه نيستند.
در روايات، براي حضرت از لشگر ده هزار نفري نيز سخن به ميان آمده است. قيام حضرت از مكّه، پس از اجتماع آنان خواهد بود. امام صادق عليه السلام در اين باره فرمودهاند: «لا يخرج القائم من مكّة حتّي تكمُل الحلقة؛(54) امام قائمعليه السلام از مكه خارج نميشود؛ مگر هنگامي كه گروه تكميل شوند». راوي ميپرسد: آنان چند نفرند؟ امام پاسخ ميدهد: «عشرة آلاف؛ ده هزار نفر». اينان، علاوه بر خيل عظيم مؤمناني اند كه در ميانه راه به حضرت خواهند پيوست.
سخن آخر اين كه ما اگر همت آن را نداريم كه در جمع ياران ويژه حضرت باشيم؛ لااقل بكوشيم كه از خيل عظيم همراهان حضرت و لشگر همگاني آن عزيز، بيرون نباشيم.
...................(پاورقي).................
) اين مقاله به طور كامل از فصلنامه انتظار، شماره سوم، صفحات 92 - 73 انتخاب شده است.
) منتخب الأثر، ص 482.
) بحارالانوار، ج 52، ص 352.
) سوره نور(24): آيه 55.
) معجم أحاديث الإمام المهدي، ج 5، ص 284.
) سوره قصص(28): آيه 5.
) معجم أحاديث الامام المهدي، ج 5، ص 321.
) همان، ج 3، ص 385.
) براي توضيح بيشتر ر. ك: خورشيد مغرب، ص 52.
) امام عليعليه السلام: (منتخب الاثر، ص 611).
) امام صادقعليه السلام: (بهار الانوار: ج 52، ص 308).
) امام عليعليه السلام: يوم الخلاص، ص 224. (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
) امام صادقعليه السلام: همان.
) همان.
) بحارالانوار، ج 52، ص 308.
) حضرت محمدصلي الله عليه وآله: يوم الخلاص، ص 223. (به نقل از بشارة الاسلام، ص 9).
) امام سجادعليه السلام: (منتخب الأثر، ص 244).
) امام صادقعليه السلام: بحارالانوار، ج 52، ص 308.
) همان.
) همان.
) حضرت محمدصلي الله عليه وآله: يوم الخلاص، ص 223. (به نقل از بشارة الاسلام، ص 9).
) امام صادقعليه السلام: بحارالانوار، ج 52، ص 308.
) همان.
) امام سجادعليه السلام: منتخب الأثر، ص 244.
) سوره مائده(5): آيه 54.
) منتخب الأثر، ص 475.
) بحارالانوار، ج 52، ص 259.
) امام عليعليه السلام: يوم الخلاص، ص 224. (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
) امام سجادعليه السلام: يوم اخلاص، ص 228. (به نقل از بشارة الاسلام، ص 24).
) همان.
) همان.
) اختصاص شيخ مفيد، ص 172.
) عن المفضل و قال: كنت عند ابي عبداللهعليه السلام بالطواف فنظر الّي و قال لي: يا مفضّل مالي اراك مهموماً متغيّر اللون؟ قال: فقلت له: جعلت فداك نظري الي بني العباس و ما في ايديهم من هذا الملك و السلطان و الجبروت فلو كان ذلك لكم لكنّا فيه معكم. فقال: يا مفضل اما لو كان ذلك لم يكن الا سياسة الليل و سياحة النهار و اكل الجشب و لبس الخشن شبه اميرالمؤمنينعليه السلام و الافالنار...»: (بحارالانوار، ج 52، ص 359).
) امام صادقعليه السلام: بحارالانوار، ج 52، ص 354.
) منتخب الاثر، ص 469.
) امام عليعليه السلام، يوم الخلاص، ص 233. (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
) همان.
) همان.
) سوره مائده(5): آيه 54.
) منختب الاثر، ص 475.
) امام عليعليه السلام: يوم الخلاص، ص 226. (به نقل از بشارة الاسلام، ص 297).
) غيبة طوسي، ص 52.
) امام عليعليه السلام: يوم الخلاص، ص 226. (به نقل از بشارة الاسلام، ص 297).
) منتخب الاثر، ص 469.
) سوره مائده(5): آيه 54.
) منخب الاثر، ص 475.
) بحارالانوار، ج 52، ص 333: «ان اصحاب القائم شباب لاكهول فيهم الا كالكحل في العين و الملح في الطعام و اقل الزّاد الملح».
) همان، ص 223.
) معجم احاديث الامام المهدي، ج 3، ص 101.
) يوم الخلاص، ص 224، (به نقل از بشارة الاسلام، ص 39).
) امام صادقعليه السلام: إذا قام قائم آل محمد استخرج من ظهر الكعبة سبعة و عشرين رجلاً و سبعة من اصحاب الكهف و يوشع وصي موسي، و مؤمن آل فرعون و سلمان فارسي، و أبادجانة الانصاري، و مالك الأشتر؛ چون قائم آل محمدعليه السلام قيام كند از پشت كعبه بيست و پنج نفر را بيرون خواهد آورد... و هفت نفر از اصحاب كهف و يوشع، وصي حضرت موسي و مؤمن آل فرعون و سلمان فارسي و ابادجانه انصاري و مالك اشتر». (معجم أحاديث الامام المهدي، ج 5، ص 122).
) همان، ص 222.
) همان، ج 5، ص 37.
) بحارالانوار، ج 52، ص 367.
منبع : نرم افزار بقیه الله