ادركني يا مولا...

 چه بگويم از فراقت كه به دل نمانده طاقت‏

به كه شكوه ات نمايم ز چه رو كنم شكايت؟

همه عيب مي‏كنندم كه نشان از تو ندارم‏

دل من زغصه خون شد به كه گويم اين حكايت؟!

گل و لاله ‏هاي صحرا شده آتشين مِهرت‏

غم داستان عشقت بشنيده‏ ام روايت‏

چو قدم نمي‏گذاري به دو ديده ‏ام نظر كن‏

كه نگاه سبز مستت بنمايدم كفايت

به صبا سپرده ‏ام دل كه تو يار بهتريني‏

برساند اين پيامم ز تو آردم رضايت‏

   منيژه امامي مقدم - تربيت بدني - شهيد رجايي‏