السلام عليك يا بقيةاللَّه
السلام عليك يا بقيةاللَّه
غروب چو كودكي معصوم با لالايي دلنواز باد در آغوش سخاوتمند آسمان آرميده است، غم دزدانه به درون كلبه وهمانگيز قلبم سرك ميكشد و بي بهانه، بهانه ميشود براي گريه هايم. در اين هياهوي ناامنيها، بگذار غريبانه بنالم و خالي كنم خود را، از شكايتهاي سرخ. اي سبزتر از رؤياهاي كودكانهام! اي وجودت سراسر مهر واي نجابت محض! نگذار در اين متروكه غمبار دنيا بپوسم و در حسرت اي كاشها غرق گردم، اي برتر از هر آنچه بوي وفا و عدل ميدهد، اي همه عشق! ماندهام در اين دنياي بي كسيها، نكند رهايم كني در بيابان دل واپسيها.
عزيزا! ابرهاي تيره رنگ، نيلگون آسمان را ربودهاند، كاش ميآمدي و بانسيم نفسهايت تيرگي را كنار ميزدي!
افسانه نوروزي، كشاورزي، دانشگاه علوم كشاورزي خوزستان
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 0:40 توسط هادی
|