بهلول هر روز زمانی معین ؛ ساعتی را با خود حرف می زد و نجوا می کرد ؛ پرسیدند ؛ سبب چیست که هر روز ساعتی را با خود گفتگو می داری ؟ گفت می خواهم در طول شبانه روز ؛ ساعتی نیز با آدمیان گفتگو داشته باشم .