حکایت های بهلول
بهلول هر روز زمانی معین ؛ ساعتی را با خود حرف می زد و نجوا می کرد
؛ پرسیدند ؛ سبب چیست که هر روز ساعتی را با خود گفتگو می داری
؟ گفت می خواهم در طول شبانه روز ؛ ساعتی نیز با آدمیان گفتگو داشته باشم .![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:1 توسط هادی
|