حکایت های بهلول
بهلول از کج خلقی زنش شکوه می کرد
. گفتند : مگر عقلت نمی رسد که چگونه از عهده اش برآیی ![]()
؟ گفت عقلم مرسد
. زورم نمی رسد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
!!!
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 7:38 توسط هادی
|
بهلول از کج خلقی زنش شکوه می کرد
. گفتند : مگر عقلت نمی رسد که چگونه از عهده اش برآیی ![]()
؟ گفت عقلم مرسد
. زورم نمی رسد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
!!!