اس ام اس
اين چوب خشكيده اين دستان چروكيده حكايتها دارد گرم خوابهاي من بيداري او گذشت مادر مي دانم حكايتها دارد به ياد دارم مرا تبي بود يك شب مي سوختم به خود آتشي بود مرا به لب هزياني مي گفتم آري بد شبي بود مرا دستي آرام كهنه اي خيس پيشانيم را بوسه مي داد آتش جانم را به جان خود بوسه مي داد به خواب شيرين ديدم كه مي گفت نشستن بر بالين تو نيست جز مهر مادر آري گذشت مادر اينگونه حكايتها دارد
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 15:16 توسط هادی
|