انتظار 3

حيات بخش دلي، مژده خدا هستي‏

زلال خاطره‏اي، بوي آشنا هستي‏

غروب سرد زمينم، زمينيم، اما

تو از سلاله نوري، ز ما جدا هستي‏

بيا كه با تو دلم جان تازه مي‏گيرد

هنوز گرمي آغوش سرد ما هستي‏

چه سالهاي غريبي گذشته بر من و دل‏

بيا كه منتظران را تو مقتدا هستي‏

تو شاه بيت خدايي، گل وفا هستي‏

به صحن مدرسه عشق خوانده‏ام اي دوست

من ابتداي جنونم، تو انتها هستي‏

پرنده دل من از طلوع تا به غروب‏

در انتظار تو پر مي‏زند، كجا هستي؟

 

   شعر از وحيد حيدري‏