اي نور اميدم بيا

 يار من معشوق من اي ماه و ناهيدم بيا

در جهان نزد رقيبان بر تو باليدم بيا

تا به كي در پشت ابر غيبتي مولاي من‏

يوسف كنعانيم اي عيش جاويدم بيا

نو جوانان پير و پيران خفته در بالين خاك‏

با دم عيسائيت اي نور اميدم بيا

كفر كیشان بر حقايق خط باطل مي‏كشند

سوزش پروانه‏ها با چشم خود ديدم بيا

اي كه گفتي با رقيبان كم نشينم در جهان‏

در ميان آشنا بيگانه گرديدم بيا

اندرون قلب ما را از ولا پركرده‏اي

جانك ناقابلم را بر تو بخشيدم بيا

- ع پ كرمانشاه - بهداشت حرفه‏اي‏